نميگويم... - تاریخ: 1391/3/21 ساعت: 2:04
دلم ميخواست خدا اين تلخ کامگي هاي بي هنگام را بس ميکردنميگويم پرستوي زمان را در قفس ميکردنميگويم به هر کس بخت و عمر جاودان ميدادنميگويم به هر کس عيش و نوش رايگان ميدادهمين چند روز هستي را امان ميداددلش را ناله ي تلخ سيه روزان تکان ميداد
نميگويم... - تاریخ: 1391/3/21 ساعت: 2:04
دلم ميخواست خدا اين تلخ کامگي هاي بي هنگام را بس ميکردنميگويم پرستوي زمان را در قفس ميکردنميگويم به هر کس بخت و عمر جاودان ميدادنميگويم به هر کس عيش و نوش رايگان ميدادهمين چند روز هستي را امان ميداددلش را ناله ي تلخ سيه روزان تکان ميداد
در بينهايت........ - تاریخ: 1391/3/21 ساعت: 2:04
ايستاده ام در بينهايت شببا بي نهايت غمکسي سراغ کوچه انتظار را از من مي گيردو من بن بست اندوه را در چشمانش مي بينمبه جاي پاسخدر آغوشش مي گيرمدر بي نهايت شب غم
كاش از اول ميدونستم..... - تاریخ: 1391/3/21 ساعت: 2:04
تو کدوم کوهي که خورشيد از تو دست تو ميتابهچشمه چشمه ابر ايثار روي سينه ي تو خوابهتو کدوم خليج سبزي که عميق اما زلالهمثل اينه پاک وروشن مهربون مثل خيالهکاش از اول ميدونستم که تو صندوغچه ي قلبتکليدي داري براي درهاي هميشه بستهکاش از اول ميدونستم که تو دستاي نجيبتمرهمي داري براي زخم اين هميشه خستهتو به ...
بارون امشب - تاریخ: 1391/3/21 ساعت: 2:04
بارون امشبتوي ايوونمثل ازادي تو زندونبي صفابي تحرکبي ريابودتوي زندونميکنه جونمرد با همت ميدونتوي فکر راي فرجام اميرهبي سرانجامنداره حتي رفيقيکه بگه دردشودرد ديدنو نگفتنبي سرانجامتوي فکر اسمونهکه ببارهبلکه تو قطره ي بارونبتونه اشک خدا رو هم ببينهنميدونه حتي اشکم ديگه فايده اي نداره
تنها - تاریخ: 1391/3/17 ساعت: 18:48
تنها غمگين نشسته با ماه در خلوت ساکت شبانگاه اشکي به رخم دويد ناگاه روي تو شکفت در سرشکم ديدم که هنوز عاشقم آه